امام حسن مجتبی (ع): اگر صلح نمی‌کردم، یک شیعه را زنده نمی‌گذاشتند!

اهل بیت (ع) در قرآن
بازدید: 38

ابو سعید عقیصا می‌گوید: به حضرت امام حسن (علیه السلام) گفتم: چرا با معاویه صلح کردید و حال آنکه حق با شما بوده و معاویه گمراه و ستمگر است؟
فرمود: آیا من پس از پدرم، حجت خدا و امام نیستم؟
گفتم: آری.
فرمود: مگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حق من و برادرم نفرمود: حسن و حسین امام‌اند چه قیام کنند و چه نکنند؟
گفتم: آری.
فرمود: پس من امام هستم، چه قیام کنم و چه نکنم.
آنگاه برای او علت آنکه قیام نفرمود را توضیح داد.
به همان سبب با معاویه صلح کردم که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) با بنى ضمره و بنى اشجع و با اهل مکه در حدیبیه صلح کرد؛
با این تفاوت که آنان آشکارا کافر بودند ولی معاویه و یاران او [ظاهرا مسلمان ولی] در حکم کافرند.

اى ابو سعید! اگر من از جانب خداوند امام‌ هستم، دیگر معنا ندارد که راى مرا سبک بشماری،‌ گر چه مصلحت آن بر تو پوشیده باشد.
مَثَل من و تو، چون خضر و موسی است. خضر کارهایی می‌کرد که موسی مصلحت آن را نمی‌دانست و در خشم می‌شد؛ اما چون خضر او را آگاه می‌ساخت، آرام می‌گرفت.
من هم خشم شما را بر انگیخته‌ام به این جهت که به مصالح کار من آشنا نیستید.
اما همین قدر بدان که اگر با معاویه صلح نمی‌کردم، هیچ شیعه‌ای روی زمین باقی نمی‌ماند.
علل الشرائع، جلد اول، باب ۱۵۹، حدیث ۲، صفحه ۲۸۱

برچسب ها: امام_حسن, امامت, صلح, مصلحت, معاویه
نوشتهٔ بعدی
قتل عمار یاسر توسط عمرو عاص و معاویه و اعتراف شگفت‌ انگیز به جهنمی بودن قاتلان!
نوشتهٔ پیشین
از آگاهان بپرسید (فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ)

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.