خطبه حضرت زینب (سلام الله علیها) خطبهای کاملاً ریاضی و مهندسی شده بود. ایشان کلام خود را بدون «بسم الله الرحمن الرحیم» و با حمد و ستایش خداوند آغاز کردند. سپس به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و آل ایشان درود فرستادند. بلافاصله با استناد به قرآن در مورد سنت خدا در مهلت به ستمگران، یزید را سرزنش کردند. حضرت این ظلم و تحقیر یزید را کینۀ او از شکست مفتضحانۀ اجدادش در جنگ بدر به دست بنی هاشم دانستند. سپس به افشاگری پیشینۀ سیاه اجداد او پرداختند. حضرت از جنایت به دندان کشیدن جگر حضرت حمزه توسط مادر بزرگ یزید سخن به میان آورده و با عبارتی پر از تحقیر و کنایه او را خطاب کردند. در مقابل این خطاب، خود و خاندان شان را سرورانی معرفی کردند، که آزادی دیگران از بردگی به دست آنها صورت میگیرد. ایشان خود و خاندانشان را حزبالله دانستند و یزید و اجداد و اصحابش را حزب شیطان معرفی کردند. حضرت نجابت و شرافت خاندان خود و شرارت و رذالت خاندان یزید را به همه گوشزد کرده و آن را در تاریخ ثبت کردند.
ایشان به یزید طعنه زدند، که از این فتح و ظفر خوشحال نباشد و با فخر و عزت به خاندان غاصب خود ننازند، چرا که او هم به زودی به آنها ملحق و به عذاب آنها دچار میشود. سپس حضرت از انتقام صحبت کردند، البته نه انتقامی که توسط خودشان گرفته شود، بلکه او را به دادگاه الهی که بزرگترین و سختترین دادگاه است، واگذار کردند. حضرت فقط به رسوایی یزید قانع نشدند و خطبه را بهسمت واگذاری غصبی خلافت توسط معاویه هدایت کردند. ایشان فرمودند، آن کسی که تو را بر دوش مسلمین سوار کرد، به زودی میفهمد عاقبت ظالمان چیست و لشکر چه کسی ضعیفتر و ناتوانتر است. حضرت در فرازی عجیب به چرخش روزگار و امتحانها اشاره کردند و فرمودند: «بلایای بزرگ روزگار کار مرا به جایی کشاند، که با تو هم کلام شوم، اما بدان من ارزش تو را کوچک و حقیر میدانم و سرزنش و توبیخ تو را بزرگ میشمارم.»
ایشان در ادامه به اعتماد و تکیۀ محکم خود در بلایا به خداوند اشاره کردند و به یزید فهماندند، که او هرچه قدرت و ترفند به کار ببندد، نمیتواند نور خورشید این خاندان شریف را محو و خاموش کند. سپس باز هم به حمد و ستایش عمیق خداوند پرداختند و از او طلب شهادت و رحمانیت کردند.
حضرت زینب (سلام الله علیها) دختر قرآن و زادۀ قرآن ناطق هستند، پس رویۀ خطبه را همسو با قرآنکریم و قرآنناطق پیش میبردند. قالب کلی خطبه حضرت زینب (سلاماللهعلیها) مشابه خطبهخوانی رسول الله (صلی الله علیه و آله) و خطبههای امیرالمؤمنین (علیه السلام) و خطبۀ فدکیه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) بود.
خطبه حضرت زینب (سلام الله علیها) بدون «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز شد. گفتیم حضرت تا مدتی قبل دختر امیر کوفه بودند و کلاس تفسیر قرآن ایشان در کوفه مثل و مانند نداشت؛ پس چرا ایشان از آوردن «بسم الله الرحمن الرحیم» در ابتدای خطبه خودداری کردند و خطبه را با حمد خدا آغاز کردند؟ پاسخ این سؤال را میتوانیم با رجوع به سورۀ توبه پیدا کنیم. سورۀ توبه تنها سورۀ بدون بسم الله در قرآن است. دلیل این مسئله آن است که «بسم الله الرحمن الرحیم» رحمت خداوند را یادآوری میکند و متناسب و هماهنگ با اعلام برائت و بیزاری نیست. حضرت در مجلس یزید در بین قومی سخن میگویند، که عهد هاشان را شکسته و با کفار و منافقین عهد بستهاند، چون ایشان ابتدا میخواستند از مشرکین مسلمان نما بیزاری بجویند، کلام خود را با استناد به سوره توبه شروع کردند.
اصلاً تمام خطبه حضرت زینب (سلام الله علیها) عصارۀ قرآن کریم و تفسیر دقیق و موشکافانۀ آن است. ایشان در ادامۀ خطبه بسیار هوشمندانه در کنار حمد و ستایش خدا نسبت خود با رسولخدا (صلی الله علیه و آله) را به رخ همگان کشیدهاند. هرکس ایشان را نمیشناخته، با همین جملات به اصل و نسب شریف ایشان پی میبرد. این فن ادبی را براعت استهلال میگویند. براعت استهلال یعنی کلام را چنان شیوا، روان و جذاب شروع کنیم، که بتواند با ظرافت خاصی به موضوع مورد نظرمان هم اشاره کند. هر جمله در خطبه حضرت زینب (سلام الله علیها) در مناسبترین نقطه استفاده شده است. مثلاً جملات دعایی، نفرینها و تلنگرها در سیر صعودی و نزولی خطبه دقیقاً رعایت شده است.
خطبه حضرت زینب (سلام الله علیها) بیانگر یک گفتمان تقابلی بین ایشان و یزید است. گفتمان تقابلی یک نوع مکالمه بین افراد است، که ذهن مخاطب را به مقایسۀ طرفین مکالمه میکشاند و آنها را به تفکر در این رابطه مشغول میکند. مثلاً ایشان یزید را «یا بن الطلقاء، ای فرزند اسیران آزاد شده» خطاب میکنند و به روشهای مختلفی انتساب خود و خاندانشان را به پیامبر(صلی الله علیه و آله) یادآوری میکنند.
ایشان در این حرکت میخواهند جایگاه پست دیروز اجداد غاصب یزید و کرامت خاندان نبوی را به یاد او بیاورند. این مسئله نشان دهندۀ آن است که ایشان قدرت مندانه خود را بالا دست این شخص سخیف میدانند، قدرتی که فجایع کربلا هم نتوانسته به آن آسیبی برساند.



