غربت امام جواد (علیه السلام)

اهل بیت (ع)
بازدید: 10

محمد بن علی‌ هاشمی‌ می‌گوید: بامداد روزی‌ که امام جواد (علیه السلام) با دختر مأمون عروسی‌ کرده بود خدمتش رسیدم و در آن شب دوائی‌ خورده بودم که احساس تشنگی می‌کردم و من نخستین کسی‌ بودم که خدمت حضرت می‌رسیدم و از طرفی نمی‌خواستم آب طلب کنم.
امام به چهره من نگاه کرد و فرمودند: بگمانم تشنه‌ هستی؟ عرض کردم: آری‌ حضرت فرمودند: ای‌ غلام! برای‌ ما آب آشامیدنی‌ بیاور، من با خود گفتم: اکنون آبی‌ مسموم می‌‌آورند. از این جهت اندوهگین شدم. غلام آمد و آب آورد، حضرت به چهره من تبسمی‌ نموده و فرمودند: ای‌ غلام! آب را به من بده و آن را آشامید، سپس به من داد، من هم آشامیدم، باز تشنه شدم و دوست نداشتم آب بخواهم، باز هم امام مانند بار اول عمل کرد و چون غلام با جام آب آمد، همان خیال بار اول در دلم افتاد که شاید آب مسموم باشد. بار دیگر امام جام را گرفت و آشامید، سپس به من داد و تبسم فرمود. محمد بن حمزه که این روایت را از هاشمی‌ نقل کرده می‌گوید: سپس هاشمی‌ به من گفت: من گمان می‌کنم که امام جواد (علیه السلام) چنانست که شیعیان درباره او اعتقاد دارند. (یعنی‌ از نهانی‌های دل مردم آگاه اند)

برچسب ها: امام_جواد, شهادت_امام_جواد, شیعیان, علم_غیب, غربت
نوشتهٔ بعدی
شیعه در بیان شکافنده دانش ها
نوشتهٔ پیشین
ولادت امام علی (ع) در کعبه؛ برتری مقام ایشان بر حضرت عیسی (ع) در روایات اسلامی

نوشته های مرتبط

نتیجه‌ای پیدا نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.