معرفت امام زمان (عج) باب پنجم

عده ای از افراد نیز در دوران غیبت کبری حضرت را ملاقات نموده اند که به ذکر نام چند تن اشاره می کنیم:
محمد بن ابراهیم بن مهزیار از اهواز
احمد بن اسحق از قم
محمد بن صالح از همدان
محمد بن شاذان نعیمی از نیشابور
و سایر که در کتاب نجم الثاقب قابل ملاحظه هستند. صفحات ٣٧۶-٣٧٧
بر اساس روایات متعددی که در این کتاب آورده شده است این سوال که حضرت صاحب اولاد نمی‌باشد رد شده و به احتمال قوی و براساس این احادیث فرزند دار بودن ایشان محتمل است که به یک نمونه اشاره می کنیم:
در زیارت مخصوصه آن جناب که در روز جمعه باید خواند و سید رضی الدین علی بن طاووس در کتاب «جمال الاسبوع» نقل کرده، مذکور است: «صلی الله علیک و علی آل بیتک الطیبین الطاهرین»
و نیز در موضعی از آن «صلوات الله علیک و علی آل بیتک هذا یوم الجمعه …» و در آخر آن فرمود: «صلوات الله علیک و علی اهل بیتک الطاهرین»
حکایتی از حکایت‌های کتاب در رابطه با دیدار حضرت مهدی علیه السلام:
در حکایت هفتادم این کتاب در باب هفتم و صفحه ۶٠١ که از سید احمد رشتی موسوی نقل شده است: امام زمان علیه السلام بر خواندن نافله، زیارت عاشورا، و زیارت جامعه سفارش نموده اند که:
به زبان فارسی به او که از قافله جا مانده بود گفت: «نافله بخوان! تا راه را پیدا کنی»
من مشغول نافله شدم.
بعد از تمام شدن راز و نیاز باز آمد و فرمود: «نرفتی؟»
گفتم : «والله راه را نمیدانم»
فرمود : «جامعه بخوان!»
من جامعه را حفظ نبودم و تا کنون حفظ ندارم. با آنکه مکرر به زیارت عتبات متشرف شدم. پس از جای برخاستم و جامعه را کلا از حفظ خواندم.
باز نمایان شدفرمود: «نرفتی؟ هستی؟»
مرا بی اختیار گریه گرفت گفتم: «هستم راه را نمیدانم»
فرمود: «عاشورا بخوان»
و عاشورا را نیز حفظ نداشتم و تا کنون هم حفظ نیستم.
پس برخاستم و مشغول زیارت عاشورا شدم از حفظ تا آنکه تمام لعن و سلام و دعای علقمه را خواندم.
دیدم باز آمد و فرمود: «نرفتی؟ هستی؟»
گفتم : «نه! هستم تا صبح»
فرمود «من، حال تو را به قافله میرسانم»
پس رفت و بر الاغی سوار شد و بیل خود را به دوش گرفت و آمد، فرمود «به ردیف من برالاغ من سوار شو» سوار شدم
پس عنان اسب خود را کشیدم. تمکین نکرد و حرکت ننمود. فرمود «جلو اسب را به من بده» دادم.
پس بیل را به دوش چپ گذاشت و عنان اسب را به دست راست گرفت و به راه افتاد. اسب درنهایت تمکین فرمان بری کرد.
پس دست خود را بر زانوی من گذاشت و فرمود «شما چرا نافله نمیخوانید؟» نافله! نافله! نافله! سه مرتبه فرمود
و باز فرمود «شما چرا عاشورا نمیخوانید؟» عاشورا! عاشورا! عاشورا! سه مرتبه
و بعد فرمود «شما چرا جامعه نمیخواند؟» جامعه! جامعه! جامعه!
و … که حاکی از اهمیت خواندن این ادعیه و زیارات دارد.
در این مجال به عمر طولانی عده ای در طول تاریخ اشاره میکنیم که نشانگر قدرت خداوند حکیم است که به هر امری احاطه دارد مانند:
شق کاهن معروف ۳۰۰ سال عمر کرد.
زهیر بن هبل بن عبدالله ۳۰۰ سال عمر کرد.
عمرو بن عامر ماء المسا ٨٠٠ سال عمر کرد.
و سایر … که باز نشانگر قدرت لا یتناهی خداوند در میراندن، زنده کردن و زنده نگهداشتن است.

برچسب ها: , , ,
نوشتهٔ پیشین
معرفت امام زمان (عج) باب چهارم

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست