معرفت امام زمان (عج) باب چهارم

در باب اثبات امامت آن حضرت در زمان غیبت صغری
شیخ جلیل، فضل بن شاذان در غیبت خود روایت کرده از احمد بن محمد بن ابی نصر از حماد بن عیسی از عبدالله بن ابی یعفور که گفت: حضرت ابو عبدالله جعفر بن محمد علیه السلام فرمود: «هیچ معجزه ای از معجزات پیغمبران و اوصیای ایشان نیست مگر آنکه ظاهر گردانید خدای تعالی مانند آن را به دست قائم ما به جهت تمام گردانیدن حجت بر اعداء»

توقیع امام عصر علیه السلام به علی بن محمد سمری
بسم الله الرحمن الرحیم
ای علی بن محمد سمری! خداوند، عظیم نماید اجر تو را و اجر برادران تو را در دوری تو، زیرا که تو وفات خواهی کرد تا شش روز دیگر و جمع کن امر خود راو وصیت مکن به احدی که بنشیند به جای تو بعداز وفات تو.
پس، بدرستی که واقع شد غیبت عامه و ظهوری نیست مگر به اجازه خدای تعالی. و این، بعد از طول مدت و سخت شدن دلها و پرشدن زمین از ستم خواهد بود. زود است که می آیند هفتاد نفر از کسانی که دعوی مشاهده می‌کنند پیش از خروج سفیانی و صدای بلند و او دروغگو و مفتری است.  «و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم»
گفت نسخه کردیم این توقیع را و بیرون رفتیم از نزد او. چون روز ششم شد، برگشتیم به نزد او و او در حال احتضار و مرگ بود. به او گفتند «وصی تو کیست بعد از تو؟»
پس گفت: از برای خداوند امری است که آن رابه آخر می رساند. و وفات کرد -رحمه الله- و این کلام او بود.

و نیز روایت کرده از احمد بن فارس ادیب که گفت: شنیدم در بغداد، حکایتی که حکایت کردم آن را برای بعضی از اخوان خود چنانچه شنیده بودم.
پس درخواست کرد از من که آن را به خط خود بنویسم و نتوانستم او را مخالفت کنم و آن چنان است که در همدان طائفه ای هستند که ایشان را بنی راشد می‌گویند، همه ایشان شیعه اند و مذهب ایشان مذهب اهل امامت است. پس سوال کردم از ایشان از سبب تشیع ایشان بین اهل همدان. شیخی از ایشان که در او آثار صلاح و درستی بود و هیئت نیکویی داشت گفت: سبب آن، این است که جد ما به حج رفت و چون از حج فارغ شد و چند منزل از بیابان را طی کرد گفت: میل کردم که فرود آیم و قدری پیاده راه روم و چنین کردم تا آنکه خسته شدم. ایستادم و گفتم: اندکی میخوابم، چون قافله آمد، بر میخیزم پس، بیدار نشدم مگر به حرارت آفتاب و کسی را ندیدم. وحشت کردم و نه راه را دیدم و نه اثر قافله را، پس توکل کردم بر خداوند تبارک و تعالی و گفتم: متوجه میشوم به سمت مقابل خود و قدری راه رفتم، پس رسیدم به زمین سبزه زار با طراوتی که گویا نزدیک بود به بارش باران، پس دیدم خاک آن زمین را که پاکیزه ترین خاکها است و نگاه کردم در وسط آن زمین به قصری که لمعان داشت، مانند شمشیر.
گفتم: کاش می دانستم این قصر را که هرگز ندیده و نشنیده بودم، به سمت آن رفتم چون به در قصر رسیدم دو خادم را دیدم که جامه سفید داشتند، سلام کردم بر ایشان، نیکو جواب دادند و گفتند: بنشین که به تو خیری رسیده و یکی از آنها برخاست و رفت.
چندی نگذشت که بیرون آمد و گفت: برخیز! داخل شو!
برخاستم و داخل قصری شدم که به خوبی آن ندیده بودم و نه به روشنایی و درخشانی آن. خادم پیش افتاد و پرده ای را که بر در خانه آویخته بود بلند کرد. آنگاه به من گفت: داخل شو! داخل خانه شدم. جوانی را دیدم که در وسط خانه نشسته و از بالای سر او از سقف، شمشیری طولانی معلق است که نزدیک بود ته شمشیر به سر او برسد و گویا آن جوان، ماهی است که می درخشد در تاریکی.
سلام کردم و جواب سلام داد با لطف کلام و احسن، آنگاه  فرمود: «آیا میدانی من کیستم؟»
گفتم: «نه»
فرمود : «منم قائم از آل محمد علیهم السلام! منم آن که خروج میکنم در آخر الزمان به این شمشیر! (اشاره کرد به شمشیر)
و پر میکنم زمین را از عدل، چنانچه پر شده از جور» به صورت در خاک افتادم و صورت به خاک مالیدم.
فرمود: «مکن! و سر بلند کن! تو فلانی، از شهری که در جبل است که آن را همدان می گویند»
گفتم: راست فرمودی ای مولای من
فرمود: «آیا میخواهی برگردی به سوی بلد خود؟»
گفتم: آری! ای مولای من! و مایلم بشارت دهم ایشان را به آنچه خداوند لطف فرمود به من
پس به خادمی اشاره کرد، دست مرا گرفت و کیسه ای به من داد و مرا بیرون برد و چند گامی رفتیم. پس نگاه کردم به سایه ها و درختان مناره‌ ها و مساجد.
خادم گفت: این بلد را میشناسی؟
گفتم: در نزدیکی بلد ما، بلدی است که آن را اسد آباد می‌گویند این شبیه به آن است
گفت: این اسدآباد است! برو به سلامت
پس ملتفت شدم و دیگر او را ندیدم و دیدم در کیسه چهل یا پنجاه اشرفی بود. وارد همدان شدم و اهل خود را جمع کردم و ایشان را بشارت دادم به آنچه خداوند، برای من میسر فرمود و پیوسته در خیر بودیم تا از آن اشرفیها چیزی باقی بود.

برچسب ها: , , ,
نوشتهٔ بعدی
معرفت امام زمان (عج) باب پنجم
نوشتهٔ پیشین
معرفت امام زمان (عج) باب سوم

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست