روشنفکری (۸) – این چند نفر

گر چه میرزا فتحعلی آخوندزاده را بی دین قلمداد کرده اند، ولی سیر تحوّل اندیشه وی از یک «مسلمان اهل خامنه تبریز و مهاجر متوّلد شِکی جمهوری آذربایجان» تا بی خدایی، از مخالفت با دین شروع نشده است. بلکه مهاجرت به تفلیس، مشاهده سبک زندگی متفاوت و آمیخته با تکنولوژی اروپایی، او را شیفته کرده تا قدم در راهی بگذارد که از نمایشنامه نویسی و هنرمندی شروع شده، با جانمایه ی انتقاد از سبک زندگی ایرانی، اراده کند تا تک تک عناصر زندگی وطنش را همسان اروپایی ها قرار دهد.
در این مسیر، دین همان اندازه اهمّیّت دارد که خط فارسی، آزادی، مسائل زنان و … . بنابراین تلاش او اصلاح دینی را هم شامل می شود. اصل هم بر این قرار می گیرد که «هر چه دین می گوید باید به گونه ای تعبیر و اصلاح شود که بر آموزه های روشنفکری فرانسه تطبیق کند ».[۱]

لذا جریانی که شکل می گیرد که -بر خلاف آنچه تا آن زمان رایج بوده- به خود اجازه می دهد تا فهم خود را از دین، در مقابل فهم عالمان دینی که پس از صرف یک عمر به درجات بالاتر فهم و استنباط متون دینی -اجتهاد- رسیده اند قرار دهد و فهم خود را هم ارزش و بلکه بالاتر بداند.
گرچه می دانیم که در مذهب شیعه، تفکّر و سوال در همه مسائل امری ارزشمند، توصیه شده و پسندیده است، امّا سوال و احیاناً انتقادی که با نیّت خالص و برای فهم بیشتر باشد، تا منجر به کشف حقیقتی یا فهم عمیق تری گردد؛ وگرنه اظهار نظری که بدون مطالعه و بررسی متون دینی و بیشتر به منظور تخریب صورت بگیرد، از نظر هر عاقل، امری مذموم و نامعقول شمرده می شود.

فراموش نکنیم که مخالفت با دین رایج – هر چه که می خواهد باشد- از شاخص های ۳ گانه مبنایی روشنفکری است.

بنابراین «جریان روشنفکری دینی» در اصل خود، ارتباطی به دین اسلام و مذهب شیعه ندارد. بلکه جریانی است که برای مقابله با تفکّر شیعه در ایران شکل گرفته است.
زیرا اساس عقیده یک شیعه ی پیرو ۱۴ معصوم علیهم السّلام، بر مطالبی مانند گزاره های زیر شکل گرفته و از ابتدای سنّ بلوغ عقلی، یک شیعه را به آن فراخوانده، بدون اینها دین را ناقص و غیر قابل قبول می شمارد: جستجوی عقیده صحیح، بررسی آرا و اندیشه ها، نقد منصفانه، تفکّر آزاد، به کارگیری نیروی عقل در تمام حرکات و انتخابهای زندگی، مجازات و پاداش اخروی بر اساس میزان عقل و …[۲]

میرزا ملکم خان عمدتاً در شاخه سیاسی-اجتماعی روشنفکری فعّالیّت داشت و لذا اغلب او را با انتشار روزنامه قانون و تأسیس اولین فراموش‌خانه (لژ فراماسونری) در ایران، می شناسند. اثر مستقّل و مشهور دینی ندارد، ولی جمعی که او داخل در آنها و به مدد ایشان در تکاپو بودند، اشتراکات فکری بسیاری داشتند و اثرات عمیقی از خود به جا گذاشتند.
میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی نیز پا جای پای آخوندزاده گذاشت و به جهت مخالفت با اسلام، آثار او، مورد استقبال بابیان قرار گرفت.
هیچ یک از این افراد به اندازه میرزا آقا خان کرمانی فعّال و مؤثّر نبود؛ چه از جهت فعّالیّت سیاسی و چه از جهت دینی که در واقع اساس و جهت دهنده به مشی سیاسی او نیز بوده است.

به لطف الهی، در نوشته های آتی، به معرفی شخصیّت های دیگر و ارتباط شان در روند جریان روشنفکری دینی خواهیم پرداخت.

پی نوشت ها:
[۱] برگرفته از برگه میرزا فتحعلی آخوندزاده در سایت Wikipedia.org عمدتاَ مبتنی بر مبنای کتاب «فریدون آدمیّت» در کتاب «اندیشه‌های میرزا فتحعلی آخوندزاده. تهران: خوارزمی، چاپ اول تیرماه ۱۳۴۹»
[۲] این مطلب را می توان با بررسی منابع دست اول شیعه مانند کتاب کافی از شیخ کلینی و کتب پس از آن، در تدوین احادیث، دسته بندی آنها و ابتدا کردن با بخش «عقل» مشاهده نمود.

برچسب ها: , , , ,
نوشتهٔ بعدی
امامت و ولایت اهل بیت علیهم السلام در قرآن
نوشته‌های پیشین
روشنفکری (۷) – نگاه ما

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست