غیبی بودن و شمول داشتن

از دید مخالفان ملاک صفات خدایی، غیبی بودن و شمول داشتن آن است.
البته مخالفان هرگونه نقش و تصرفی را برای غیر خدا انکار می کنند. اما به جهت بدیهی بودنِ وجود اسباب در طبیعت و ظاهرِ عالم ، قدرت انکار آنرا ندارند.
به عقیده آنها تنها خداست که روزی رسان و اجابت کننده درمانده و دفع کننده بدی و ضرر است، اما در مورد انسان زنده، خداوند گاهی اورا سبب کسب روزی و دفع ضرر برای انسانی دیگر قرار می دهد.
که آنهم به اجازه خدا بوده، اما او در نفس خود مستقلا مالک هیچ نفع و ضرر چه برای خود و چه دیگران نمی باشد.
می بینیم که آنها قید《 باذن الله》 که ملاک عدم استقلال می باشد، تایید می کنند ولی در عمل به این ملاک مورد قبول خویش پایبند نیستند.
مخالفان توحید، غیبی بودن و شمول داشتن را از صفات خدایی دانسته و اختصاص آنرا برای غیر خدا مصداق شرک می دانند.
البته گذشته از ابهامات مخالفان در تعریف غیب، که غیب و شهود اموری نسبی هستند، می توان این معنا را برای غیب مطرح کرد که: غیبی چیزی است که همانند ماده قابل دیدن نباشد.
اما باید توجه داشت که: غیبی بودن چیزی، به معنای فقط خدایی بودن آن نیست، و ممکن است مخلوقی از مخلوقات الهی، به واسطه اعطای قدرت الهی، صاحب کمالی غیر عادی شود .
و کسی که این مطلب را انکار کند، قدرت الهی را محدود کرده و به قدرتِ ناچیز خود شبیه ساخته است و خود به دامن شرک افتاده است.
به طور کلی مادّه و غیر مادّه ، در برابر قدرت الهی یکسان بوده و چنانچه کسی ملاکِ خدایی بودن صفات را در غیر مادّی بودن آن بداند، باید روح و جن و ملک و قدرتهای آنان را شریک خدا بشمارد.
بدین لحاظ، اعتقاد به اینکه ملاک جدایی صفات خدا و خلق در غیبی و غیر مادی بودن صفات خدا می باشد،-علاوه بر آنکه دلیل عقلی و نقلی ندارد – به شرک می انجامد.
ملاک دیگری که مخالفان برای صفت اختصاصی خداوند ارائه می دهند، شمول داشتن است، که با کمی تامل روشن می شود که این نمی تواند ملاک صحیحی باشد.
اول اینکه اگر بپذیریم که خدا همه اصوات را می شنود و پیامبر و ائمه و دیگران بعضی اصوات را می شنوند، در واقع مخالفان نمی توانند شیعه را مشرک بدانند.
چرا که اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صدای همه انسانها را بشنوند، مشکلی پیش نمی آید و خیلی صداها در جهان است که ممکن است نشنود و اشکالی به این اعتقاد وارد نمی شود.
دیگر اینکه اگر تفاوت شنوایی خدا و خلق را در محدوده آنها تصور کنیم، لازم می آید که هر مخلوقی تا هر حدی که شنواست، شریک خدا باشد.

برچسب ها: , ,
نوشتهٔ بعدی
مبلغ وهابی ابوبکر البغدادی را به شیعه تشبیه کرد!
نوشته‌های پیشین
خرد یا جهل!

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست