رابطه خوب امام علی(ع) با خلفا ۱

گاهاً می شنویم برخی ادعا می کنند: رابطه حضرت علی(ع) با خلفا بسیار خوب بوده، شما چرا کاسه داغتر از آش می شوید و خلفا را غاصب معرفی می کنید!؟

در اینجا به یک نمونه از این روابط تنگاتنگ و دوستانه(!) امیرالمومنین(ع) با جناب عثمان بن عفان اشاره می کنیم و از دوستانی که چنین ادعاهایی می کنند تقاضای روشنگری داریم:

چرا جنازه جناب عثمان تا سه روز پس از مرگ در زباله دانی مانده بود و امیرالمومنین(ع) به عنوان یک مسلمان (خلیفه وقت) اقدامی برای دفن وی انجام نداده بودند؟ مگر تکفین و تدفین مسلمان، بر مسلمانان واجب (کفایی) نیست؟

متن روایت از کتب اهل سنت:

حدثنا عمرو بن أبی الطاهر بن السرح المصری ثنا عبد الرحمن ابن عبد الله بن عبد الحکم ثنا عبد الملک الماجشون قال سمعت مالکا یقول قتل عثمان رضی الله تعالى عنه فأقام مطروحا على کناسه بنی فلان ثلاثا فأتاه اثنا عشر رجلا فیهم جدی مالک بن أبی عامر وحویطب بن عبد العزى وحکیم بن حزام وعبد الله بن الزبیر وعائشه بنت عثمان معهم مصباح فی حق فحملوه على باب وإن رأسه یقول على الباب طق طق حتى أتوا به البقیع فاختلفوا فی الصلاه علیه فصلى علیه حکیم بن حزام أو حویطب بن عبد العزى شک عبد الرحمن ثم أرادوا دفنه فقام رجل من بنی مازن فقال والله لئن دفنتموه مع المسلمین لأخبرن الناس فحملوه حتى أتوا به إلى حش کوکب (۱)

ترجمه:

عبد الملک بن ماجشون گفته که از مالک شنیدم که مى‌گفت: عثمان کشته شد؛ پس جنازه او سه روز در مزبله دانى فلان شخص باقى ماند، دوازده نفر که در میان آن‌ها مالک أبى عامر، حویطب بن عبد العزى، حکیم بن حزام، عبد الله بن زبیر و عائشه دختر عثمان، حاضر بودند، براى دفن عثمان آمدند. آن‌ها چراغى به همراه خود داشتند، جنازه او را از درى عبور دادند، سر او به در خورد و طق طق صدا داد. تا این که او را به بقیع رساندند، پس در خواندن نماز بر او اختلاف شد، پس حکیم بن حزام یا حویطب بن عبد العزى بر آن نماز خواند ـ شک از عبد الرحمن است ـ سپس قصد داشتند که او رادفن کنند، مردى از بنى مازن برخواست و گفت: اگر او را با مسلمان دفن کنید، مردم را خبر خواهم کرد؛ پس عثمان را برداشتند تا به حش کوکب رساندند، وقتى او را در قبر گذاشتند، عائشه دختر عثمان فریاد زد، عبد الله بن زبیر به او گفت: ساکت باش، اگر بار دیگر فریاد بزنى، به چشم تو خواهم زد.
وقتى او را دفن کردند و خاک قبر او را صاف کردند، ابن زبیر به او گفت: حالا هر چه دلت مى‌خواهد فریاد بزن. مالک گفت: عثمان بن عفان بر حش کوکب عبور مى‌کرد پس مى‌گفت: به درستى که در این جا مرد صالحى دفن خواهد شد !

پی نوشتها:

(۱) معجم الکبیر طبرانی، ج ۱، ص ۷۹

برچسب ها: , , ,
نوشته‌ی بعدی
معرفی کتاب “پرتوی از عظمت امام حسین علیه السلام”
نوشته‌های پیشین
معرفی کتاب”پیمان غدیر، بیعت با مهدی (عج)”

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست